آشیانه ی اژدها(سپیده دم رزم آوران)
من خودم دیدمشو عاشقش شدم و سه بار دیروز سی دی شو گذاشتم
البته من قفط چهارتا شخصیت اصلیشو معرفی میکنم:
نفر اول لمبرت(lambert)

نقش یک دستان....خنگو با مزه....جنگجو معشوق نقش دوم داستان لیا
با دوستاش تصمیم میگیره تا برنو اژدهای سیاهو نابود کنن اما اول باید هیولا هارو نابود کنن
نفر دوم لی یا(liya)

نقش دوم داستان....دخمل خشمله داستان....کماندار....فداکار....پرنسس داستان
دوست دختر اولین پسر داستان....کلا دوسش دارم
زمانی که هیولا به هردوشون (اون و لمبرت)حمله میکنه لیا درحالی که هیولا داشت به خودش ضربه میزد ولی تیر رو به هیولایی که به لمبرت حمله کرده میندازه و خودش میمیره البته آخر داستان با کمک کریستالی که مال گراینته زنده میشه
گراینت(پسره)آری یِنتا(دختره)

این دوتا هم خواهر برادری هستن که اژدها هستن و آخر داستان این موضوع رو به همسفراشون میگن(حوصل توضیح ندارم)
و بلخره شخصیت مورد علاقم که اسمش هست.....اسمش......بله اسمشششش..درست اسمش
صوفی:
_کوفت زهل مال بوگو دیگه
_هوششششششششششششششش دختره مسخره
_بزن زللللللللللللللللللللللللللللللللو 
اسکای:
_آخ جوووووون دعوا دعوا سر کره مربا...
من درحالی که خون چشامو گرفته:
_کره مربا تو حلقت خروس بی محل
پوپی(حیوون خونگی من که یه موجود فضائیه)با تعجب وارد میشه:
_دَ دَ دَ بو (چه خبره؟)
اسکای درحالی که ناخوناشو سوهان میکشید:
_عروسی...خره
_به پوپی کوچولوی من نگو خر
بعد از شش ساعت تمام:
اسکای:
_اه....اینجا چقد بو میده
همه:
......
_بو میده
_بو میده
_خب بومیده چیکار کنم من از اینجا بدم میاد
صوفی:
_وقتی ملدیم هم دست از سرمون ور نمیداره بابا جنازه ما الان تو مرده شور خونه ایم
اسکای:
_ئــــــــــــــــــــــــه!
من:
_به ماشین بی ام وه
_خورشت قیمه
_یه بار دیگه زر بزنی دیگه منمو تو و این مرده شور خونه به جون مادرم قسم شهیدت میکنم


صوفی:
_الانم که ملدین دست از سر هم بل نمیدالین
من فقط میخواستم بگم اسمشو نمیدونممممممممممممممممممم
ولی عکسش اینه
من چقد بد بختم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا گیر این سه تا مرده شور افتادم
اسکای:
_فیلیس ساکت مرده شور پایینه الان میشنوه هاااا
مگه نمیگم شهیدت میکنم زرررررررررررررررررررررررر نزن





اینه عکسش اون یه افسونگره هم قدرتش آتیشه هم آب
منبع این مدل گفتگو وب شاینی جون

سلام به دوستان خوبم