لئوناردو رفت پای تخت اسکای و فیلیسیته موهای اسکای رو کشید:

_بابا....بابا......دیش دالم 

_لئو تو دیگه بزرگ شدی خودت برو

_نه من میتلسم اونژا شوشک داله

لئوناردو رفت رو کمر اسکای بالای تخت:

_بابا ژونم بیا دیگه.....اضطلالیه

اسکای لئو رو پرت کرد پایین:

_برو بچه

لئوناردو یه نفس عمیق کشید:

_بابا خیالت لاحت تموم شد

هیچی تخت اسکایو فیلیسیته شناور چون کشتی در بحر طوفانی!!!